تبليغاتX
گفتگوهاي تنهايي

گفتگوهاي تنهايي



ا
گر برايت مشكل است كه به فراتر از حصارها بينديشي


                                                                    پس حصارها را خراب كن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 1:53  توسط بانوي مهتابي  | 

توي اين دوره و زمونه كه بهش مي‌گيم عصر ارتباطــات،  آدما به لطف تلفن و sms  و چت و ... حتي وقتي ميخوان برن خونه خواهر و برادرشون قبلا اطلاع ميدن 
 واسه اينكه اين بنده خدا الان حموم نباشه خواب نباشه  خونشو تميز كرده باشه،
 اسباب پذيرايي رو آماده كنه و .......

امـــــا توي همين روزگار

 هنوز انسانهاي باصطلاح محترمي پيدا ميشن كه بدون اطلاع قبلي پاميشن ميرن/ ميان ؟؟؟ !!!!
خواستگاري ( دريغ از يه تماس تلفني )

يعني شما كه احتمالا حوصلتون از قطعي برق سر رفته و گرفتين چهار ساعت خوابيدين، حالا كه بيدار شدين بعد كلي غر زدن رفتين آشپزخونه دارين ظرف ميشورين

يه هويي زنگ خونه به صدا در مياد . ( يعني كي ميتونه باشه ؟؟!!!! )

1 دقيقــــــه بعد :

مامان : خاك بر سرم اومدن خواستـگاري و ......... 

به نظرتون اين كار نشون دهنده بي فرهنگي و بي شخصيتي خونواده پسر نيست و يه نوع بي احترامي نسبت به خونواده دختر محسوب نميشه ؟؟؟

حالا جواب رد كه ميدي بهشون برمي‌خوره  
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/22ساعت 3:19  توسط بانوي مهتابي  | 


ابراهيم را پرسيدند : چرا با مردمان معاشرت نكني؟

گفت: اگر با فروتر از خويش همنشيني كنم، با نادانيش مرا بيازارد
اگر با برتر از خود همنشيني كنم، بر من كبر فروشد
و اگر همنشيني همسان خويش بپذيرم ، بر من حسادت كند.

از اينرو صحبت آن‌كس گزيده‌ام كه در مصاحبتش ملالي نيست و در وصلش انقطاعي نه و در انسش وحشتي نيست. 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 1:4  توسط بانوي مهتابي  | 


دلتنگي هاي آدمي را، باد ترانه اي مي خواند

روياهايش را آسمان پرستاره ناديده مي گيرد

و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند

سكوت، سرشار از سخنان ناگفته است

از حركات نا كرده

اعتراف به عشق هاي نهان

و شگفتي هاي بر زبان نيامده

در اين سكوت، حقيقت ما نهفته است

حقيقت تو

و من
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/06ساعت 3:26  توسط بانوي مهتابي  | 



تلويزيونو روشن مي‌كنم

شبكه خبر :

عكس خسرو شكيبايي با اون چشمهاي محزون ، مثل هميشه لحن خاص صحبت كردنشو تو ذهنم تداعي ميكنه.

درگذشت بازيگر توانا و پرتلاش كشورمان را به همه هنرمندان و هنر دوستان تسليت عرض مي نماييم.

باورش برام سخته

چشمامو مي‌بندم و  ياد خانه سبز ميوفتم

                            ياد خواهران غريب

                            ياد روزي روزگاري و ...

خسرو شكيبايي عزيز خيلي زود رفت، خيلي زود ....

روحش شاد و يادش گرامي


+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 1:44  توسط بانوي مهتابي  | 



ميلاد حضرت علي و روز پدرو به همه پدراي عزيز و مهربون مخصوصا باباي گلم تبريك ميگم .
 

اميدوارم ساليان سال، سايه پدرو مادراي عزيز و زحمتكش بالاي سر بچه هاشون باشه و ما هم بتونيم بچه هاي خوبي واسه اونا باشيم.


* راستي ، قرائت فاتحه براي پدر و پدر بزرگ هايي كه در قيد حيات نيستنو فراموش نكنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 2:55  توسط بانوي مهتابي  | 


سه عنصر اساسي در زندگي وجود دارد كه همانند سه پايه‌اي كه يك دوربين با ارزش را در حالت تعادل نگه مي‌دارد، عمل مي‌كنند.

اين سه پايه عبارتند از :

زندگي كردن در اكنون ، ياد گرفتن از گذشته و كمك به خلق آينده .

اگر يكي از اين سه پايه را برداري، دوربين مي‌افتد ولي اگر هر سه پايه سالم باشند، درست كار مي‌كند و زندگي و كار درست پيش مي‌رود .

اگر در زمان اكنون نباشي، نخواهي دانست اوضاع از چه قرار است.

اگر از گذشته عبرت نگرفته باشي، آماده خلق آينده نيستي .

و اگر براي آينده نقشه نداشته باشي، بي هدف و سرگردان خواهي ماند.

برگرفته از كتاب هديه اكنون ( منظور لغت Persent  است كه در زبان انگليسي هم معني هديه مي‌دهد و هم به معني اكنون است)

 اثر : اسپنسر جانسون
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 1:55  توسط بانوي مهتابي  | 


هيچوقت فكر نميكردم قسمت اعظم شاديهاي من خلاصه بشه تو اينكه هر روز با داداش كوچيكه
بزنيم تو سر و كله هم .


باهم بگيمو بخنديم و  بعضي وقتا من با هزار ترفند آمار بچه‌هاي دانشگاهو ازش بگيرم .


حالا كه چند روزي خونه نيست حسابي دلم واسش تنگ شده .
كاش همه ما آدما قدر همديگرو تا وقتي كنار هم هستيم بدونيم ، نه اينكه .....

نميدونم چرا يه دفعه ياد اين شعر افتادم :

تا كه بوديم، نبوديم كسي
كشت ما را غم بي همنفسي
تا كه رفتيم همه يار شدند
خفته ايمو همه بيدار شدند
قدر آينه بدانيم چو هست
نه در آنوقت كه اقبال شكست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 4:1  توسط بانوي مهتابي  | 


سلام
هميشه دنبال بهانه‌ا‌ي مي‌گشتم تا بيام و بنويسم از اونچه كه در ذهن و دل و عمق وجودم جاريه .
چيزهايي كه دوستشون دارم، مسائلي كه به نوعي باهاشون درگيرم، اعتقاداتم، دوستانم ، محيط اطرافم و ...

بنويسم،  براي دل خودم.
 بنويسم، براي اينكه بيشتر فكر كنم و اين كه از كنار هر چيزي ساده نگذرم.
دوست دارم چند سال ديگه كه ميام اينجا......
 بفهمم چقدر فرق كردم، چقدر تونستم مفيد باشم و در كل چي بودمو چي شدم ؟؟؟
زيباترين بهونه براي اينكه بخوام اينجا رو مكاني واسه دل نوشته هام قرار بدم ، اين شب قشنگه، شبي همرا با آرامش و تلاش براي يك شروع زيبا


               ليله الرغائب

اميدوارم هممون بتونيم براي رسيدن به آرزوهامون نهايت تلاشمونو بكنيم و به اونچه كه لياقتشو داريم برسيم. 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 2:21  توسط بانوي مهتابي  |